حسین محمدی مشاور خانواده و روانشناس در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به پیامدهای تعطیلی چندماهه مدارس و دور ماندن کودکان از فضای آموزشی گفت: با توجه به شرایط اجتماعی و اینکه چند ماهی مدارس تعطیل بودهاند، امتناع کودک از رفتن به مدرسه را نباید صرفاً لجبازی بدانیم؛ چراکه کودک پس از چند ماه دوری ممکن است وابستگی بیشتری به خانه و والدین پیدا کرده باشد و مدرسه برای او دوباره معنای جدایی و اضطراب پیدا کند.
وی افزود: راهحل این مسئله نه اجبار و تهدید است و نه تسلیم شدن در برابر خواسته کودک؛ بلکه باید با همدلی، تنظیم تدریجی روال زندگی، همکاری خانواده و مدرسه و در صورت تداوم مشکل، کمک گرفتن از متخصص، کودک را برای بازگشت به مدرسه آماده کرد.
محمدی با بیان اینکه تعطیلی چندماهه مدارس صرفاً به معنای دور ماندن دانشآموزان از کلاس، کتاب و درس نیست، تصریح کرد: در بسیاری از خانوادهها، سبک زندگی، روابط خانوادگی و الگوی دلبستگی کودکان نیز تحت تأثیر قرار گرفته است. کودک در این مدت زمان بیشتری را در کنار والدین سپری کرده و ممکن است به حضور، حمایت و همراهی آنها وابستگی بیشتری پیدا کرده باشد؛ بنابراین طبیعی است که بازگشت ناگهانی به مدرسه برای برخی کودکان با اضطراب و مقاومت همراه شود.
این مشاور خانواده ادامه داد: از دیدگاه روانشناسی خانواده باید توجه کنیم که این رفتار را صرفاً «لجبازی» یا «درسنخواندن» تلقی نکنیم. وقتی کودک میگوید «نمیخواهم به مدرسه بروم»، ممکن است پشت این جمله اضطراب جدایی، ترس از محیط مدرسه، نگرانی از معلم یا همسالان، نگرانی درباره عقبماندگی درسی یا حتی ترس از جدا شدن دوباره از والدین وجود داشته باشد.
وی گفت: برای بعضی از کودکان، مدرسه در این مقطع به نمادی از «جدایی» تبدیل شده است؛ یعنی کودک احساس میکند با رفتن به مدرسه باید دوباره از محیط امن خانه و والدین فاصله بگیرد. به همین دلیل ممکن است این اضطراب خود را به شکل گریه، دلدرد، سردرد، بیقراری، اختلال خواب یا امتناع مستقیم از رفتن به مدرسه نشان دهد.
محمدی تأکید کرد: والدین نباید اضطراب کودک را با اضطراب خودشان تشدید کنند. اگر والد با شنیدن جمله «من مدرسه نمیروم» بلافاصله نگران شود، مدرسه را تهدیدآمیز توصیف کند یا مدام درباره سختیهای بازگشت به مدرسه صحبت کند، ناخواسته این پیام را به کودک منتقل میکند که «مدرسه واقعاً جای ترسناکی است».
وی با اشاره به ضرورت پرهیز از برخوردهای کاملاً سختگیرانه افزود: اینکه به کودک بگوییم «باید بروی و حق انتخاب نداری» ممکن است در کوتاهمدت او را به مدرسه بفرستد، اما اگر اضطراب ریشهای او شناسایی نشود، ممکن است مشکل در قالب علائم جسمانی یا اضطراب شدیدتر ادامه پیدا کند.
این مشاور خانواده، بازگشت تدریجی و همراه با همدلی را یکی از راهکارهای مناسب دانست و گفت: والدین ابتدا باید احساس کودک را به رسمیت بشناسند و به او بگویند «میفهمم بعد از این مدت دوری از مدرسه، برگشتن برایت سخت است» و همزمان پیام اطمینانبخشی بدهند که «تو میتوانی از عهده این شرایط بربیایی و ما هم کنارت هستیم».
محمدی ادامه داد: بهتر است خانواده چند روز قبل از بازگشایی، بهتدریج ساعت خواب، بیداری، وعدههای غذایی و برنامه روزانه کودک را به روال مدرسه نزدیک کنند. صحبت کردن مثبت و واقعبینانه درباره مدرسه، آماده کردن وسایل مدرسه همراه با کودک و ایجاد یک تجربه خوشایند از بازگشت نیز میتواند به کاهش اضطراب کمک کند.
وی با تأکید بر نقش مدرسه در این فرآیند اظهار کرد: از منظر روانشناسی خانواده، همکاری میان والدین و مدرسه بسیار مهم است. اگر کودک دچار اضطراب قابل توجه است، خانواده نباید مسئله را فقط در خانه حل کند؛ ارتباط با معلم و مشاور مدرسه میتواند کمک کند تا بازگشت کودک با فشار کمتر و حمایت بیشتری انجام شود.
این مشاور خانواده با بیان اینکه امتناع از مدرسه در همه کودکان معنای یکسانی ندارد، گفت: در یک کودک ممکن است این رفتار صرفاً ناشی از تغییر عادت و اضطراب جدایی باشد، اما در کودک دیگری ممکن است نشانه مشکلی عمیقتر مانند اضطراب اجتماعی، تجربه ناخوشایند در مدرسه، مشکلات ارتباطی با همسالان یا فشارهای تحصیلی باشد.
محمدی خاطرنشان کرد: اگر امتناع کودک از مدرسه شدید، مداوم یا همراه با علائم جسمانی و اضطراب قابل توجه باشد، ارزیابی تخصصی توسط روانشناس کودک و خانواده ضروری است تا علت اصلی مشکل شناسایی و متناسب با آن اقدام شود.
وی در پایان خاطر نشان کرد: پیام اصلی به والدین این است که کودک را نه با ترس و تهدید، بلکه با «همدلی، قاطعیت و تدریج» به مدرسه برگردانیم. هدف این نیست که کودک را مجبور کنیم ترسش را پنهان کند؛ بلکه باید به او کمک کنیم دوباره احساس امنیت و توانمندی کند.





